فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٩ - حال از نظر معتزله
پس قول ايشان در تعريف كه گفتهاند: صفة.
مقصودشان از آن معناى انتزاعى است كه بغير قائم باشد مثل عالميّت،
قادريّت و ابوّت و ساير اضافات نه معنائى كه صرفا بغير قائم باشد چنانچه معناى
متعارف آن از نظر متكلّمين چنين مىباشد پس ذات كه در مقابل صفت است
داراى دو معنا مىباشد.
لازم بتذكّر است كه حضرات بقيد اضافه و نسبت دادن صفت به وجود
خواستند از صفات معدوم احتراز كنند چه آنكه اينگونه از صفات، صفات براى
ثابت بوده نه موجود.
و نيز به قولشان كه گفتند: لا موجودة.
از صفات وجوديّه موجود احتراز كردند.
و همچنين به قولشان كه متذكّر شدند: لا معدومة.
از صفات سلبيّه اجتناب نمودهاند.
در نتيجه در ذيل حدّ مانند انتزاعيّات كه در مفهومشان سلب از صفات
موجودات اعتبار نشده باقى ماند.
شرح فارسى:
توضيح
حال از نظر معتزله
ايشان به چهار موضوع قائلند: وجود، عدم، ثبوت، نفى.
و گفتهاند مقابل وجود عدم و مقابل ثبوت نفى است چنانچه ثبوت را از
وجود و عدم را از نفى اعمّ دانستهاند و قبلا اينمطلب دانسته شد.
سپس گفتهاند بين وجود و عدم امر ثالث و واسطهاى نيست لكن بين
نفى و ثبوت واسطهاى است كه از آن بحال نام مىبريم و در تعريف آن چنين
گفتهاند:
الحال هى صفة لموجود لا يوصف بالوجود و العدم كالعالميّة و القادريّة.